تبليغاتX
آزادی قلم

سرخورده گي ميانه ي ياس و از خود بيگانه گي ،

آشوب دروني كه نمود آن خماري و ريلكسي افراطي است. يك نوع چت رواني،چتي كه ماهيتي قلب ايده گرايي ، قلب ماهيتي كه تبديل به واقع شده و به عبارتي خود امر واقع بوده و انسان سرخورده حاضر به پذيرش آن نيست و در ايده هاي خود كوچترين وقحي براي آن قائل نبوده و حال كه لوزي  و لوده گي واقعيت را به يك باره ديده، نه مي تواند اتوپياي گذشته نفي نمايد نه تابوي واقعيت حال را بپذ يرد.

و به واقع قدرت تفكر و استنباط از وي سلب گرديده  و حتي به فكر گريز و راه سومي از وضعيت موجود نمي باشد و به همان شكل معلق و سرگدان و خنثي مي ماند

 

نوشته شده توسط حسین کرمی در سه شنبه ششم آذر 1386 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin